دختری به نام آیه

هر چیزی که تصور کنی مال توست

هر چیزی که تصور کنی مال توست

من دلواپس انسانم
آن که هست، می بینمش، ناشناس عبور می کنم از کنار چشمانش و می دانم که پر آشوب است خاطرش!
من دلواپس انسانم، آنکه خسته می خوابد، خسته بر می خیزد، خسته می گرید، خسته می خندد و خسته محکوم می شود! در اندیشه ی بام است و سفره ای برای شام و دلآشوب فردای پر ابهام!
من دلواپس انسانم! بی آن که بدانم سیاه است یا سفید
من دلواپس انسانم! شانه های نحیفش! که فیلسوفان بر آن فلسفه بار کردند و فقیهان حکم! بی آن که بدانند سرما را که سوز دارد و تگرگ را که زخم می زند!
من دلواپس انسانم بی انکه بدانم اهل کدامین قبیله است و به کدامین قبله نماز می گذارد و بر کدامین سجاده می ایستد!
من دلواپس انسانم...
....
تمامی نوشته ها متعلق به خودم هستند:*

آخرین مطالب

و اینبار اینستا!

شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۲۹ ب.ظ

پارت اول: دختر دایی مشغول چرخیدن توی اینستا بود و چشمش خورد به دستگاه پختن تخم مرغ!

سمت مامانش گفت: ماماااان اینو بیا ببین عصری بریم بخریم برای جهزیه ام؟

زندایی گفت: دختر دیگه بسته 100 میلیون منو گذاشتی برات جهاز بخرم

دختر دایی : بیا نگاه کن ببین بقیه چه جهیزیه هایی دارن من نصف اونا رو هم ندارم!

پارت دوم: سمانه دختر چادری و محجبه ای ، که عضو فعال بسیج دانشگاه هم هست

با دوستای بسیجیش بیرون رفته بود و داشت عکسای اون روز رو بهم نشون می داد بعد گفت به نظرت تو کدوم بهتر افتادم تا بزارمش اینستا

گفتم: تو مشکلی نداری عکست تو فضای مجازی باشه؟

گفت: ببین الان افراد غیرمذهبی عکس همه ی لحظات خوششون رو میزارن توی اینستا

بقیه فک میکنن که مذهبی ها شاد نیستن واسه همین ما مذهبی ها هم عکس لحظات شادمون رو میزارم توی اینستا. این یه کار فرهنگیه!

گفتم: پس یه عکس در حال خندیدن با برادران بسیجی هم بزارید که خدایی نکرده فک نکنن شما افراد منزوی و فراری از اقایون هستین!

پارت سوم: خانوم عکاسه و در حال عکس از طبیعت

80%کامنت های زیر پست : عزیزم لباستو (کفش ، شلوار، شال، جوراب! و زیور الات و هرچیزی که در عکس قابل مشاهده باشه) رو از کجا خریدی؟

پارت چهارم در راستای پارت اول: دختر دایی : آیه اینستا رو پاک کردم

من: چرا؟!

دختردایی: می دونی باعث میشه آدم همش خودشو با بقیه مقایسه کنه، داشتم افسردگی میگرفتم

دو روز بعد: دختر دایی در حال ساخت پیج جدید!

پارت پنجم در راستای پارت دوم: دختر و پسر ساندویچی کنار هم خوابیدن و مرز های صمیمیت رو درهم شکستن! و توضیح میدن که انسان آزاد افریده شده و فرقی میان زن ومرد نیست و وای ما چقدر خوشبختیم و زیرش هشتک زدن برای خودت زندگی کن نه نگاه و حرف های بقیه!

بعد زیرش ینفر کامنت گذاشته و نقد کرده و صاحب پیج در جواب فحش میده که بهتره سرتون توی زندگی خودتون باشه!

پارت ششم: تیتری که در اخبار پخش می شود: اینستا بی صاحب است!


۹۷/۱۰/۲۲ موافقین ۵ مخالفین ۰
آیه ***

نظرات  (۶)

واقعا چقدر مردم درگیر شدن...

پاسخ:
درگیری های پوچ..
۲۲ دی ۹۷ ، ۲۲:۴۵ دختـرِ بی بی
و چه خوب که من اینستامو همون اوایل حذف کردم
رااااااحتم راااااااحت
از هفت دولت آزادم:)))
پاسخ:
درود خداوند بر شما:)
منم خیلی وقته پاک کردم:)
و از تمامی دولت ها آزادمم:))
۲۳ دی ۹۷ ، ۱۴:۳۳ سایه بیداری

با سلام و عرض ادب

مطلب « اینبار اینستا » دارای نکات بسیار ظریف و ارزشمندی است

که فقط می توانست تراوش اندیشۀ پویایی همچون « آیه » باشد .

خوشحالم که تقدیر و سرنوشت و تصادف ، به سویی رهنمونم نمود

که میتوانم علاقه به یادگیری را در مکان و زمانی پی بگیرم که آن زمان

و مکان ، ساخته و پرداختۀ قلم شیوای دختر جوانی است که قابلیت

و توان آفرینش بالا و والایی دارد . اگر غلو نکنم و نگویم که این برای

من افتخاری بزرگ است و تملق و ستایش را کناری بنهم ، حداقل می

توانم راز نوشته های « آیه » را که نگاه تیز بین بنده را مشتاقانه به

سوی مطالبش می کشاند ، اینگونه بیان کنم که : دست مریزاد .

هیچ رازی در کار نیست آیه . مگر سادگی و روانی و دلنشینی قلم

شیوایت . آفرین .

و اما بعد :

این نظری بود در مورد نوشته های آیه و کمی نیز در مورد خود ایشان .

اما نظرم در مورد این مطلب محفوظ بوده و در اولین فرصت عرض

خواهم نمود .

با سپاس و تشکر از « دختری به نام آیه » .  

سایه های بیداری

سحرگاه یکشنبه 23 دی ماه 97

پاسخ:
سلام و درود بر خواننده ی عزیز
چندبار این نظر رو خوندم تا مطمئن بشم که راجب من گفتید
و احیانا مشابهت اسمی نیست 
و این آیه خوشبخت و ذوق مرگ از این نظر منظور خود خود من هستم
گرچه شما از سر لطف گفتید و بسیار اغراق 
ولی من بدون اغراق میگم که خیلی خیلی خوشحالم که شما نوشته های من رو میخونید
با سپاس و تشکری فراوان تر از سایه بیداری:)
۲۴ دی ۹۷ ، ۲۳:۳۸ نـــای دل
واقعا اینستا بی صاحب هست..
همه بدنبال چشم و هم چشمی هستن..
پاسخ:
بله متاسفانه 
ممنون از وقتی که صرف کردین و پست رو خوندید:)
پارت اول : سکوت کنم بهتره !! 
پارت دوم : چه دلیل بی منطقی ! مگه حتما باید شادیا رو اینجوری ابراز کرد ؟! 
جوابتون عالی بود :))
پارت سوم: چی بگم از این کارای مسخره ....
پارت چهارم : و همچنان سکوت ..
پارت پنجم : آخ آخ من چقدر بابت این ماجرای آزادی که واسه هر بی بند و باری شون میارن حرص می‌خورم !!! و‌چقدر این آدما بی منطقن ... امیدوارم هدایت بشن ...

پارت ششم :  :)



چقدر خوب نوشتین .... دوست داشتم این شیوه رو :)
پاسخ:
ممنون بابت نظرتون:)
بحث ادعای آزادی و بی بند و باری یه طرف
بحث اینکه خودشون تمام زندگی شخصیشون رو در معرض نمایش قرار میدن بعد هیچ نظری خلاف نظرشون رو هم نمیتونن بپذیرن و دخالت محسوبش میکنن  ی طرف دیگه..
ممنونم 
من هم شیوه ی نوشتن شما رو خیلی زیاد دوست دارم مخصوصا سوال های اخری که در پست هاتون معمولا مینویسین:)
۲۸ دی ۹۷ ، ۱۷:۱۳ جناب منزوی
خدارو شکر ندارمش :)
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">