از آن دخترهایی بود که ظاهرش زمین تا اسمان بامن فرق داشت

از آنهایی که احتمالا از سر تا نوک پایش برند پوشیده بود 

صاف نشسته بود و یک پایش را روی پای دیگرش

حوصله ام سر رفته بود

ولی مطمئن بودم حتی روابط اجتماعی نسبتا خوبم هم در این شرایط به دادم نمیرسد 

مثلا از کجا شروع میکردم؟

توی همین افکار بودم که دیدم کتابی را از توی کیف چرمش بیرون اورد 

کتاب ملت عشق

گفتم ایول یک وجه مشترک

یک نفس عمیق زیر پوستی کشیدم

و گفتم سلام (و لبخندی به اندازه ای که چال رو گونه ام نمایان شود)

نگاهم کرد و گفت سلام (و چشمانی کاملا سرد و بی فروغ)

گفتم :کتاب ملت عشق رو سال پیش خوندم 

کتاب خیلی قشنگیه 

شما تا کجا خوندین

(با خودم گفتم الان ی صفحه میگه و کتاب رو باز میکنه ک بخونه به معنای اینکه فضولی نکن!)

کتاب رو باز کرد گفت تا قانون ۲۰

از قلم نویسنده خوشم اومده فک کنم قراره از جمله کتاب هایی بشه که اخرش‌نگم حیف زمانی که براش گذاشتم

گفتم:برای من که اینجوری بود، وقتی از کتاب میخوندم انگار دریچه ی ذهن خودمم باز میشد و شروع میکردم به نوشتن

گفت: ا شماهم مینویسید ؟

گفتم: نوشتن ک ...چیزهایی که تو مغزمه روی صفحه ی کاغذ خالیشون میکنم

همین!

گفت : مثل من

گفتم: میشه یکی از نوشته هاتون رو برام بخونید؟

خوند ‌..

از نظر من متن سردی بود درست به سردی اخبار سیاسی 

سخت ،پر از ابهام، پر از واژگان سنگین 

گفت : شماهم میخونید؟

گفتم : خب اخرین پست وبلاگم رو میخونم 

یه خاطره نوشت

پست موتور بابا رو خوندم تو دلم گفتم الان میخنده به ابتدایی بودن این خاطره نویسی

یک لبخند کم رنگ روی لب داشت

با تعجب نگاهش کردم

گفت : تو از اون دست ادم هایی هستی که توی نگاه اول به نظر میرسه کودک درونت کاملا فعاله و جز‌خوشی کردن چیز دیگه ای بلد نیستی

حتی بازی کردن با پاهات روی صندلی هم مث بچه ها بود

حتی از نظر خودت نگاهای یواشکیت به من

حتی اون لبخند اولت موقعه سلام و یاس توی چشمات از برخورد من

روسری گل گلیتم مثل دنیای رنگی بچه هاست

گفتم: شما احیانا غیب دان نیستین؟

خندید و گفت: و حتی همین سوالات

نه من دانشجوی ارشد روانشناسی ام

گفتم : خوشبختم اگه میدونستم منم بجای شیمی میرفتم روانشناسی!

گفت: کاش کمی هم خودم رو میشناختم ..

پدرم رو دیدم که اشاره کرد کارش تموم شده و باید بریم

خداحافظی کردم با جملات معمولی ک این موقعه ها میگن...

و البته ذهنی پر از سوال از دختر سرد زمستان