فکر های بزرگ

رویاهای دست ن یافتنی

نمی دانم از چه روزی یاد گرفتم رویا پردازی کنم

دختر شلوغ و تنبل!

که همیشه بزرگترین خوشی اش غرق شدن در دنیای خیال بود

چون در واقعیت شاید به هیچ کدام دست نمیافت

توکل

امید

صبر

واژه های زیبایی اند

و کسانی که صاحبشان هستند ناب تر و زیباتر

تقدیر و سرنوشت

واژه های درستی اند که درست بکار برده نشده اند

می دانم!

بیشتر از اینکه قدم بردارم فکر کرده ام

بیشتر از اینکه تلاش کنم امیدوارم بوده ام

بیشتر از اینکه امیدوار باشم هراس داشتم

و چقدر دنیای قشنگی است

داشتن هدف

امید برای رسیدن

صبر برای پیش بردن

و توکل برای درست به سرانجام رسیدن

و ناب شدن

درست مانند عشق..


پینوشت:

اومدم بنویسم رویاهای نیافتنی

یه امیدی توی قلبم گفت شاید دست یافتنی باشند

ولی پشت این امید یقینی نبود

برای همین نون رو جدا نوشتم