دختری به نام آیه

هر چیزی که تصور کنی مال توست

هر چیزی که تصور کنی مال توست

من دلواپس انسانم
آن که هست، می بینمش، ناشناس عبور می کنم از کنار چشمانش و می دانم که پر آشوب است خاطرش!
من دلواپس انسانم، آنکه خسته می خوابد، خسته بر می خیزد، خسته می گرید، خسته می خندد و خسته محکوم می شود! در اندیشه ی بام است و سفره ای برای شام و دلآشوب فردای پر ابهام!
من دلواپس انسانم! بی آن که بدانم سیاه است یا سفید
من دلواپس انسانم! شانه های نحیفش! که فیلسوفان بر آن فلسفه بار کردند و فقیهان حکم! بی آن که بدانند سرما را که سوز دارد و تگرگ را که زخم می زند!
من دلواپس انسانم بی انکه بدانم اهل کدامین قبیله است و به کدامین قبله نماز می گذارد و بر کدامین سجاده می ایستد!
من دلواپس انسانم...
....
تمامی نوشته ها متعلق به خودم هستند:*

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

چقدر از این زاویه زیبایی!

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۳۱ ب.ظ

چقدر از این زاویه زیبایی!

من درست روی صندلی چهار گوش کتابخانه نشسته ام همان جای همیشگی

یادت هست بعد از کلاس تجزیه می رفتیم و یک عالمه خرت و پرت میخریدیم و بعد می امدیم کتابخانه درس را باهم میخواندیم میخندیدم وبحث میکردیم و همیشه از طرف بقیه تذکر می شنیدیم و به جای عذرخواهی به صورتشان لبخند میزدیم و با ان ها هم دوست میشدیم

ولی دوستی من و تو از جنس دیگری است

از جنس همان شکوفه های صورتی که از پنجره ی کتابخونه بهشان زل میزدیم

یادت هست!؟

ما باهم خیلی فرق ها داشتیم تو بچه ی بالا شهر تهران بودی با پدرمهندس و مادر دکتر

و پدر و مادر من دیپلمه بودن 

مادر من کل دل مشغولی اش جا افتادن ابگوشت بود و ماندن در انتخاب کاسه ی مسی یا چودن

ولی مادر تو احتمالا دل مشغولی اش عمل چندساعته بود

تو چشمان ابی داشتی با موهای بور 

و من چشم های قهوه ای با موهای مشکی مشکی

ولی چیز ک باعث دوستی ابد و یک روز ما میشد 

این بود ک من و تو همه چیز رو زیبا میدیدم 

همه چیز رو 

از خوشحالی بابت باز شدن شکوفه ی گوشه ی حیاط دانشگاه جیغ میکشیدیم 

به حرف ها و افکار منفی بقیه میخندیدیم 

در سرویس بهداشتی دانشگاه اب بازی میکردیم

سربه سر حراست دانشگاه میگذاشتیم

همین نگاه زیبا به دنیای زیبا با ادم های نه چندان زیبا

باعث شد من به سمت عکاسی بروم 

و تو به سمت نقاشی

من زیبایی ها رو در دوربینم ثبت میکردم

و تو در بوم نقاشی ات

هردویمان دوست داشتیم شاهزاده ی سوار بر اسبمان هنرمند باشد 

میخواستیم او هم شباهتش باما زیبا دیدن جهان باشد ک همین کافی بود برای زیبا زندگی کردن

 دوست خیالی من 

کاش واقعا بودی 

به بودنت نیاز دارم 

از تنهایی زیبا دیدن خسته شده ام

۹۷/۰۸/۲۰ موافقین ۳ مخالفین ۰
آیه ***

نظرات  (۱)

۲۱ آبان ۹۷ ، ۲۳:۲۲ جناب منزوی
آخراش :|
پاسخ:
D:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">