دختری به نام آیه

هر چیزی که تصور کنی مال توست

هر چیزی که تصور کنی مال توست

من دلواپس انسانم
آن که هست، می بینمش، ناشناس عبور می کنم از کنار چشمانش و می دانم که پر آشوب است خاطرش!
من دلواپس انسانم، آنکه خسته می خوابد، خسته بر می خیزد، خسته می گرید، خسته می خندد و خسته محکوم می شود! در اندیشه ی بام است و سفره ای برای شام و دلآشوب فردای پر ابهام!
من دلواپس انسانم! بی آن که بدانم سیاه است یا سفید
من دلواپس انسانم! شانه های نحیفش! که فیلسوفان بر آن فلسفه بار کردند و فقیهان حکم! بی آن که بدانند سرما را که سوز دارد و تگرگ را که زخم می زند!
من دلواپس انسانم بی انکه بدانم اهل کدامین قبیله است و به کدامین قبله نماز می گذارد و بر کدامین سجاده می ایستد!
من دلواپس انسانم...
....
تمامی نوشته ها متعلق به خودم هستند:*

آخرین مطالب
  • ۱۶ مهر ۹۷ ، ۰۰:۰۱ شب
پربیننده ترین مطالب

کمی تا قسمتی+18!!

چهارشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۴۵ ب.ظ

یه بازی نیمه فکری انلاین هست که امکان چت هم داخلش هست 

ینفر به اسم ملیحه پیام داد سلام عزیزم خوبی؟

منم‌ جوابشو دادم و ای دی تلگرام داد و توی تلگرام صحبت کردیم

یک دفعه گفت آیه تو لز تجربه کردی؟

من گفتم نه چطور؟

گفت من یبار فقط (چندتا ایموجی خجالت فرستاد)

ی عالمه چیز از ذهنم عبور کرد

اینکه با قصد بهم پیام داده و فکر منفی راجب اون دختر و اینکه در جواب چی باید بگم و .....

همه ی این فکر ها رو کنار زدم و پرسیدم

خب چرا به من پیام دادی؟

گفت چون دختری

گفتم خب چرا؟

گفت خواستم ینفر باشه که باهاش راجب لز صحبت کنم

گفتم خب چرا با همونی ک ... صحبت نمیکنی؟

گفت اون در دسترس نیست 

من تکواندو کار میکنم بخاطر یکی از مسابقات رفتم مشهد و تو هتل با اون دختر اشنا شدم و اون پیشنهاد بهم داد و ...

گفتم چرا قبول کردی؟ قبلش اصن به این چیزا فکر میکردی؟

گفت میدونی من دوست دارم همه چیززز رو یک بار تجربه کنم مگرنه قبلش اصن فکر نمیکردم به این موضوع

یک وجه مشترک باهاش داشتم من همه چیز رو دوست ندارم تجربه کنم 

ولی دوست دارم با همه نوع قشری هم صحبت بشم 

برادر من با این حرفم مخالفه 

ولی من واقعا برای کارم دلیل دارم

چیزی که از دینمم یاد گرفتم همین بوده

اگه قرار باشه مرز بندی کنیم بین خودمون و دیوار بسازیم باعث خیلی اتفاقا میشه که الان شاهدشون هستیم 

در ضمن کتاب شازده حمام از آقای پاپلی یزدی جلد چهارمش که من پیشنهاد میدم حتمااااا حتماااا بخونید یه کتاب فوق العاده است 

یک جا توی یه منطقه ی دور افتاده از برزیل با خانومی اشنا میشه که یک کاباره و یا همون فاحشه خونه داره شاید از نظر خیلی هامون شغلی کثیف تر از این وجود نداره

ولی اقای پاپلی یزدی میفهمه که یک چیزهایی در درون این خانوم هنوز زنده هستند 

براشون شعرهای مولانا رو میخونن و با حرفاشون سعی میکنن بخش سفید قلبشون رو بیدار کنن و اون خانوم از اونجا میره سراغ یک زندگی سالم و حتی وارد کارهای خیر میشه 

نمیگم من اینجورم ولی در هر صورت فکر نکنم کارم اشتباه باشه

خب ادامشو تعریف کنم

سعی کردم با ملیحه یکم بیشتر شوخی کنم و گرم بگیرم


و هم اینکه بهش بفهمونم کارش اشتباهه و راجب زندگی شاد و عشق به خدا حرف بزنم

گرچه اون چیز دیگه ای میخواست

ولی خب احساس نزدیکی هم باهام پیدا کرده بود

چند بار ازم درخواست هایی کرد و من بدون اینکه برخورد بدی نشون بدم سعی میکردم حواسشو پرت کنم میخواستم بیشتر ازش بدونم

بهش گفتم قصد ازدواج داری؟

گفت اره حتما من اون کار رو بخاطر اینکه تجربه کنم فقط انجام دادم

و کلی کار دیگه مثال زد ک دوست داره فقط تجربه کنه

بهم گفت تو از این دست کارها یا به قول خودش فانتزی ها دوست نداری؟

گفتم نه اصلا

گفت معلومه مذهبی هستی

گفتم این چیزهایی ک تو میگی ربطی ب مذهب نداره 

گفت نگاهت به من چیه؟

گفتم یه دختره ۱۹ ساله شیطون که حسابی دوست دارم باهاش رفیق شم

گفت شاید باورت نشه من هر روز همه ی سایت های سیاسی و اجتماعی و خبری و روزنامه ای رو میخونم

گفتم چرا علاقه داری؟

گفت همینجوری

گفتم خلی دیگه خخ

گفتم من به نوشتن و هنر علاقه دارم

و ادرس کانالی ک قبلا مینوشتم رو بهش دادم 

گفتم من هم می نوشتم 

رفت توی کانال پست هامو که اکثرا عاشقانه بودن رو خوند

بعدش گفت

اینم نوشته من:


خدایا تو مرا دوست بدار تا ردای عاشقی بر تن کنم و کاسه بی کسی بر دکان هر که خیال کنم تو در او تجلی یافتی نبرم...


خدایا تو مرا دوست بدار و کوزه شکسته ام را بپذیر؛آنقدر می در کوزه دارم که ترک برداشت....


خدایا مرا دوست بدار و گاهی اشک هایم را چون خدایان زمینی پاک کن.طلوع را سایبانی کن و غروب را تکیه گاهم...


آنقدر مرا دوست بدار تا غرق شوم و رخت این دیار؛باقی گذارم برای آنان که خیال میکردم دوستم دارند


من میرم

عوض میشم برمیگردم...

خدانگهدار تا.......

😘💋

بعد بلاک کرد و رفت...

نمیدونم چرا رفت 

نمیدونم درست برخورد کردم یا نه

ولی براش بهترین ها رو آرزو میکنم

پی نوشت:

من تو اینترنت مقداری راجب همجنس گرایی و ترنس تحقیق کردم

ترنس کاملا یک‌ قضیه ی علمیِ و فرد خودش در اون دخالتی نداره به همین دلیل عمل هاش کاملا قانونیه حتی تو کشور ایران و وام هایی در این خصوص تو کشور ما بهش داده میشه 

اما همجنس گرایی یک‌ کار حرام و کاملا خود فرد در اون دخالت داره محیطی ک فرد در اون زندگی میکنه رسانه ها و تبلیغات توی این زمینه بر فرد تاثیر میزاره و ...

گرچه از قدیم الایام این کار بوده همونجور ک در قران میخونیم

راجب ترنس یه فیلم ایرانی ساخته شده به اسم آینه های روبه رو

+ خیلی چیز ها رو ننوشتم چون هدفم از نوشتن این پست چیز دیگه ای بود....



۹۷/۰۸/۰۹ موافقین ۱ مخالفین ۰
آیه ***

نظرات  (۷)

دیگه واقعا ممنون !


پاسخ:
؛)
امیدوارم تو انتخاب اسم زیاده روی نکرده باشم
سلام.. :)

کوئیز ؟؟ ;)

به من که هیچ وقت کسی پیام نداد.. :( البته خبب اگر قراره از این پیاما بدن.. ندن خب.. :|

استغفرالله :)

اینم از ورزشکارامون.. بعد میگن عاقا چرا ورزش نمیکنید.. یکی نیست بگه بابا مسابقه اینا میشه.. میریم با بقیه هتل و.. :)) 

شوخی خب بسه دیگه :|

به نظر من:

اینکه بگیم هر چیزی رو خوبه یه بار تجربه کنیم، حرف عجیبیه ! بهتره اون فرد بگه بعضی چیزارو که به نظرم جالبه و لذت بخشه دوست دارم تجربه کنم.. مثلا من بگم من دوست دارم یه بار برق گرفتگی رو تجربه کنم ! خب میمیری داداااش.. 

و اینکه بگیم با همه قشری هم صحبت بشیم خب جالبه.. ولی گاهی وقتا میتونه اذیت کننده باشه.. یا باعث اتفاق های خوبی نشه.. مگه اینکه مرز بندی هایی وجود داشته باشه برای روابط.. :)

ماجرای اون کتاب جالب بود.. :) درسته خیلی وقتا میشه انسان ها رو تغییر داد.. تو سیره ی ائمه علیهما السلام هم این مسائل خیلی بوده.. ولی خب ایجاد تغییر مثبت در انسان ها، کار سختیه و مسائل مختلفی بستگی داره..

پست قدیمیتون قشنگ بود.. :) آفرین.. :)

امیدوارم تغییر کنه.. شاید میخواسته بازم اون رابطه رو تجربه کنه.. وقتی دیده طرف مقابلش اونطوری نیست.. رفته سراغ یکی دیگه.. البته امیییدوارم اینطور نبااشه..

و اینکه.. به نظر من ریشه ی خیلی از انحرافات جنسی که تقریبا از دوران بلوغ الی... تو جامعه ی ما وجود داره، عدم برطرف شدن نیازها از راه صحیح، اعتقادات نامناسب و یا در واقع نبود اعتقادات و تبلیغات وسیع در زمینه ی ایجاد این نوع انحرافات هست... هر کدومشون میتونن به طرق مختلفی زندگی و آینده ی افراد رو تحت تاثیر قرار بدن و به صورت کلان، سرنوشت یه جامعه رو تغییر بدن... امیدوارم که اتفاقات بهتری بیوفته در آینده...

+ ممنون :)
پاسخ:
سلاام:)
نه مینروب
همون ندن بهتره
استغفرالله
ورزشکارهای ما خیلی هم‌خوبن یکیش خود من :دی
اره خب مطمئنن منظورش از تجربه برق گرفتگی و این چیزا نبوده ک 
ولی خب کلا  این روحیه تهش ادمو به جاهایی میبره که نباید ببره ..
بله خودمم یه محدودیت هایی قرار میدم توی صحبت با افراد ولی خب تا حالا بیشتر از اینکه چیزی از دست بدم چیز بدست اوردم مثل وقتی که با ی پیرمرد گیوه باف صحبت کردم ... توی پست های بعد راجبش می نویسم
کلا تغییر کار خیلیی سختیه حتی تغییر توی عادت های خودمون
پست من نبود پست ملیحه بود :)
واقعا منم امیدوارم
+خواهش میکنم:دی
ولی درکل من از شما ممنونم ک فقط میگذارید و میخونید و نظر میدید:)
اوهوم.. زیاده روی نمیدونم.. مثلا میتونستید اسمشو بگذارید: درباره ی ملی :))

عه.. گفتم شاید کوئیز بودین.. :)
بله احسنت بر شما که ورزشکار هستین.. :) رزمی..؟

پیر مرد گیوه باف.. جالبه.. :)

عه.. دیدم نوشتش اونقدرا هم خوب نبود ها.. پس بگو برای ایشون بوده... :)) ولی خب من چون قبلش نوشته بودین گفتم من مینویسم و آدرس کانال دادم و اینا.. اون قسمت گفتم و گفت و ایناشو قاطی پاتی کردم.. :)

خواهش میکنم.. :)


پاسخ:
درباره ی الی یا ملی!؟
بله ورزشکارم راه میرم:/
یعنی الکی گفتین قشنگه افرین؟ نچ نچ نچ
نه دیگه خب این چون اسمش ملیحه بود.. گفتم در باره ی ملی.. :))

حالا چرا از اینا:   :/   :)

نه خبب.. اون قشنگه آفرین اشاره به اون نوشته های تو کانال شما داشت.. هر چند من نخوندم ولی خب قشنگ بودن.. و آفرین.. :)
پاسخ:
اااا از این لحاظ
پیشنهاد خوبیه از این به بعد قبل از انتخاب عنوان نظر شما رو میپرسم:)
خواستم ابهت نشون داده باشم:دی
اهان مرسی؛)
سلام 
پست جالبی بود
و تفکر شما هم قابل تقدیره 
خیلی از ما اگه چنین اشخاصی رو ببینیم حتی حاضر نیستیم نگاهشون کنیم 
ولی شما امید داشتین که برگرده:)
امیدوارم برگرده
پاسخ:
سلام عزیزم
ممنون که خوندی
امیدوارم خدا هیچ وقت نگاهشو ازمون برنگردونه:)
منم امیدوارم
اخه شما واقعااا فکر کردید با حرفاتون تغییر میکنه
اینا ی مشکل که برمیگرده ب خانواده،کودکی و ....
مطمئنم فقط دیده شما اهلش نیستید رفته
پاسخ:
چندتا نفس عمیق بکشید:)
من همه ی این ها رو میدونم
حداقل فایده کارم اینه ک چند ساعت فکر اون دختر رو به چیزهای دیگه از وجود خودش معطوف کردم:)

:))عجب چیزی بود...خیلی خوب بودد
پاسخ:
!!
کجاش دقیقا خوب بود؟ خخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">