ب دخترک چشم قهوه ایم می اموزم

ک تنها ب فکر منافع خودش نباشد

حتی اگر با این‌کار شاهد تمام نامردی ها عالم شود

ب او می اموزم برای موفقیتش دیگران را له نکند

حتی اگر بارها زیر دست و پا له شود

ب او می اموزم عشق را با جان و دل بچشد 

حتی اگر بارها با هوس رو به رو شود 

ب دخترک‌ لباس صولتی ام‌ می اموزم

تقصیر ادم‌ها نیست اگر بارها حس کرد دارد قلبش هزار تکه می شود

کار دنیای بی رحم است

به او می اموزم نگذرد از کسی ک کل زندگیش است

حتی اگر با این کار زندگیش نابود شود

دخترک کوچک من باید بداند

باید مرد باشد در روزگار نامرد

پینوشت۱:دیشب قبل از خواب

دلم یک خلوت با خدا رو میخواستم حسرت این رو میخوردم که چرا اعتکاف دانشجویی ثبت نام نکردم

صبح ک بیدارشدم وقتی پیام رو گوشیم رو نگاه کردم دیدم نوشته مهلت اعتکاف تمدید شده و منم سریع ثبت نام کردم و خیلی خوشحال بودم گرچه خواهرم با چشم های اشکی گفت نمیشه به جای اعتکاف ی هفته بیشتر خونه بمونی و این باعث شکم شده

پینوشت ۲:همسایه از تالاربرگشتن و الان تو خونه اهنگ گذاشتن 

اینموقعه ی شب

اینم نوعی بی فرهنگیه