و یک دلنوشته..

قبل ترها خیلی چیزها با الان فرق میکرد

شاید یک پسر جوان هم کبوتر باز بود هم محرم ها در دستگاه امام حسین سینه میزد

یا یک نفر توی کوچه ومحل دستمال گردن و از ان سبیل های دو متری داشت ولی روی تمام دخترها غیرت داشت

شاید پدری اهل تریاک بود ولی دلسوز همسر و بچه هایش

قبل ترها آدم های خاکستری زیاد بودند ادم هایی ک شاید خورده شیشه هایی بین خودشان و خدایشان داشتند

ولی این روزها داریم‌مرز درست میکنیم

داریم دیوار میسازیم بین ادم ها

و تقسیمشان می کنیم به 

ادم خوب ها و ادم بدها

از یک نفر حاجی میسازیم و تقبل الله تقبل الله صف میگیریم پشت سرش

حاجی ک چندبار خانه ی خدا را طواف کرده و صدای ضربه ی کفگیر به ته قابلمه اش به گوش همسایه ی گرسنه اش میرسد

و از آن پسر ک صورتش را ۶تیغ کرده شمر

دخترهای چادری را بهشتی میدانیم و بد حجاب هارا جهنمی 

نترس حاج خانم آتش جهنم دختر بدحجاب به چادر تو نمی رسد 

ولی تهمت ها و غیبت های تو چه!؟؟

ظاهر مهم هست ولی ما خیلی رسول ترک در تاریخ داشته ایم 

و از طرفی شمرهای نماز خوان و روزه گیر 

حواسمان باشد

بیاید فقط خودمان را قضاوت کنیم....