گاهی فاصله ی بین تنفر و عشق خیلی کوتاه می شود

گاهی علایقت زمین تا اسمان تغییر میکند

گاهی از یک دختر پرشور تبدیل می شوی به حسرت آغوشی برای اشک هایت...

گاهی دوست داری به جای پیاده رو از وسط جاده راه بروی

گاهی به باد اجازه میدهی هرجور ک دوست دارد موهایت را آشفته کند

گاهی به یک پسر سیگاری حق میدهی ک دود سیگارش را در ریه هایت فرو ببرد

گاهی هم صحبت درد می شوی و حرف هایش را گوش می دهی 

گاهی زل میزنی به چراغ ته جاده بدون اینکه قدمی سمتش برداری 

گاهی دیگر بر روی پنجره جایی برای اه های سردت نمی ماند

این گاهی ها گاهی اتفاق می افتد

و این گاهی ها گاهی خیلی سخت اند

گاهی هایی ک از بغضی شروع می شوند

و با اشکی پایان می یابند

و گاهی هایی رو ک همیشه پشت سر گذاشتی

و پشت سر خواهی گذاشت