دختری به نام آیه

هر چیزی که تصور کنی مال توست

هر چیزی که تصور کنی مال توست

من دلواپس انسانم
آن که هست، می بینمش، ناشناس عبور می کنم از کنار چشمانش و می دانم که پر آشوب است خاطرش!
من دلواپس انسانم، آنکه خسته می خوابد، خسته بر می خیزد، خسته می گرید، خسته می خندد و خسته محکوم می شود! در اندیشه ی بام است و سفره ای برای شام و دلآشوب فردای پر ابهام!
من دلواپس انسانم! بی آن که بدانم سیاه است یا سفید
من دلواپس انسانم! شانه های نحیفش! که فیلسوفان بر آن فلسفه بار کردند و فقیهان حکم! بی آن که بدانند سرما را که سوز دارد و تگرگ را که زخم می زند!
من دلواپس انسانم بی انکه بدانم اهل کدامین قبیله است و به کدامین قبله نماز می گذارد و بر کدامین سجاده می ایستد!
من دلواپس انسانم...
....
تمامی نوشته ها متعلق به خودم هستند:*

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

عشق،صاحبخانه ی قلبم

يكشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۴۷ ب.ظ

قبل تر ها موهایم را شانه میزدم که فقط شانه زده باشم

اما حالا شانه میزنم تا از ریختن موها روی شانه هایم لذت ببرم ،گاهی مادرم را می گویم ببافتشان و دست های مهربانش را مهمان موهایم کن و گاهی خرگوشیشان می کنم تا در اغوش خاطرات بچگی بروم

قبل تر ها به لباس هایم‌ هیچ حس خاصی نداشتم چون فکر میکردم علاقه به این چیزها یعنی دنیا پرستی

اما حالا همه لباس هایم را دوست دارم و بعضی را کمی بیشتر،به لباس هایم عطر میزنم،مرتب در کمد میگزارم اما بهشان وابسته نمی شوم 

هر چند وقت یکبار لباس هایی که نو هستند و بیشتر دوستشان دارم به کسانی می بخشم که نیاز دارند و با لبخندشان عشقی فراتر از عشق به لباس هایم را مهمان قلبم می کنند

قبل تر ها آسان می گذشتم از شاخه ای که کج شده و دارد می شکند فکر می کردم حتما تقدیر این شاخه این گونه است که خم شود و بشکند و بر زمین بیفتد و خشک شود 

اما حالا می گویم شاید تقدیر این است که شاخه را با دستمالی ببندم شاید بر زمین نیفتد و جوانه بزند و دوباره سبز شود و باز سبز شدنش گنجشک ها را خوشحال کند و من را نیز

قبل تر ها از کنار بچه های فال فروش ساده می گذشتم،بچه ای که به چشم هایم زل می زد و فقط از من خرید یک فال را انتظار داشت و من ساده و بیرحمانه می گذشتم و می گفتم به فال اعتقادی ندارم

اما حالا به چشم های ان بچه لبخند میزنم و چند فال ازش می خرم و فقط یکی را می برم و با برق شادی که در چشم هایش می بینم کل شادی های دنیا را هدیه می گیرم 

و اینگونه با چیز های ساده عشق را صاحبخانه ی قلبم می کنم

۹۴/۱۱/۱۱ موافقین ۲ مخالفین ۰
آیه ***

نظرات  (۹)

چه تغیرات خوبی
پاسخ:
:)
چه قشنگ نوشتی.دوسش داشتم.☺
پاسخ:
ممنون عزیزم نظر لطفته..
شاید بشه گفت یک دیوار مهربانی درونی :)
ان شالله لبخند این عشق روی لباتون نقش ببنده.

پاسخ:
فک می کردم اصطلاح دیوار برای جداسازی به کار می رود:)
خیلی ممنون:))
چقدر خوب..چقدر خوبی تو :))))
پاسخ:
نگار جان خوبی از خودتونه:)))
شرمنده می کنی..
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۵۴ مهران مهرگردون
ایول...چه عجب یه نفر یه پست امیدوارانه نوشت
پاسخ:
:)
بقیه ی دوستان هم می نویسن:)
چقدر خوش قلبی زیباست ، دوست داشنی است
شاید با یک تغییر زاویه چند درجه ای نگاهمان زندگی رو متحول کنیم، مخصوصا اون شاخه شکسته رو دوست داشتم تعبیرش رو
زندگی جز این نیست

پاسخ:
چقدر عشق زیباست...
و این گونه است ک زندگی زیبا تر میشود و معنی خود را باز میابد (:
پاسخ:
:)
۱۶ بهمن ۹۴ ، ۰۷:۰۹ شِمِلـ ــیا
اوهوم خوب گفتی که چه قدر عشق زیباست
نوشتت پر از حس خوب بودا :*
پاسخ:
ممنون:**
۱۸ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۱۹ آقای سر به هوا ...
خیلی حس خوبی بود !
فک کنم واسه دختر هیچی لذت بخش تر از موهای بلندش نیست ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">