دختری به نام آیه

هر چیزی که تصور کنی مال توست

هر چیزی که تصور کنی مال توست

من دلواپس انسانم
آن که هست، می بینمش، ناشناس عبور می کنم از کنار چشمانش و می دانم که پر آشوب است خاطرش!
من دلواپس انسانم، آنکه خسته می خوابد، خسته بر می خیزد، خسته می گرید، خسته می خندد و خسته محکوم می شود! در اندیشه ی بام است و سفره ای برای شام و دلآشوب فردای پر ابهام!
من دلواپس انسانم! بی آن که بدانم سیاه است یا سفید
من دلواپس انسانم! شانه های نحیفش! که فیلسوفان بر آن فلسفه بار کردند و فقیهان حکم! بی آن که بدانند سرما را که سوز دارد و تگرگ را که زخم می زند!
من دلواپس انسانم بی انکه بدانم اهل کدامین قبیله است و به کدامین قبله نماز می گذارد و بر کدامین سجاده می ایستد!
من دلواپس انسانم...
....
تمامی نوشته ها متعلق به خودم هستند:*

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

سلامممم وبلاگم

سه شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۳۸ ق.ظ
وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
شما که نمی تونید تصور کنید من چقدر خوشحالم....
چقدر دام برای وبم تنگ شده بود
3ماهه که به خاطر یه اشتباه خیلی سطحی نتونستم وارد وبم بشم
اینقدر این چند وقت دلم می خواست از اتفاقات عجیب و غریبی که برام افتاد براتون بنویسیم و خیلی جاها ازتون راهنمایی بخوام ولی خب نشد:((((
27 امتحانام تموم شدن و الان تا 1 ماه دیگه تعطیلم
برای این یه ماه برنامه ریزی کردم و اگه انجامشون ندم ابروم پیش سارا میره...
خب الان از کجا شروع کنم 
از تفکر دوباره ی خیانت سارا...از یه قدمی بهم خوردن دوستی من و دلنیا...از خواستگاری بقالی سر کوچه...از شخصیت محبوبم استاد (ر.ص)و گرفتن بالاترین نمره توی کلاس....از تغییرات برخی از تفکراتم ... از برف بازی و بخیه خوردن پای سارا و ماجراهایی بیمارستان...از شخصیت اقای هن هن و عذاب وجدان من ......از سبک جدید اهنگایی که گوش میدم ...از مریض شدنم و .....
نمی دونم شاید بعضی از خاطرات رو نوشتم و شاید هیچ کدوم رو و فقط از اتفاقاتی که پیش رو دارم بنویسم 
درکل الان حال دلم بسی خوب است

۹۴/۱۰/۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
آیه ***

نظرات  (۶)

هههه
چ جالب
خب خانوم خانوما بنویس تا ما هم بدونیم..

پاسخ:
!!
می نویسم به زودی
خوش اومدید مجدد :)
سلاممم به شما

پاسخ:
مرسی ممنون
و سلام به شما
خیلی وقت بود ننوشتی و جات خالی بود :)))

دیگه باید جبران کنی :))
پاسخ:
مرسی عزیزم 
چشم باشه
من قبلا وبت اومدم :))
مجددا خوش اومدی
پاسخ:
خب منم نظرتو دیدم که اومدم وبت:))
ممنون زیاددد
خیلی هم عالی :))
پاسخ:
:))
سلام ×ورود مجددتون رو تبریک میگم×
"از خواستگاری بقالی سر کوچه..." و "از شخصیت اقای هن هن و عذاب وجدان من ..." برام جالب بودن
اگه ممکنه اینا رو اولاز همه تعریف کنید
پاسخ:
سلام×ممنون×
ممکنه کلا از گذشته چیزی تعریف نکنم  ولی اگه شد باشه؛/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">