این چند وقت حال دلم خوب نبود

با بچه های اتاق می گفتیم می خندیدیم ولی حال دل من...

همه چیز برام یادآور اون ۷روز آخر ترم پیش بود

اضطرابی بی دلیل...

با خواهرم،زهرا،محدثه،حتی سارا که خودش عامل اون روزای بد بود دردول می کردم 

می خواستم یکی آرومم کنه

بهم بگه آخه دیونه چته!؟

تا اینکه دیشب یادداشت های گوشیمو نگاه کردم یه آیه دیدم

پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم، و شکر مرا گوئید و کفران (در برابر نعمتها) نکنید.

سوره: . بقره آیه: 152

تازه فهمیدم که اشتباه می کردم من به جای اینکه از خدا بخام آرومم کنه از بنده اش می خواستم 

توی کتاب روی ماه خدا را ببوس نوشته شده بود: خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره...این 

یک رابطه ی دوطرفه ست..

الان حال دلم خوبه 

خدا جون دوست دارم

پینوشت ۱:همونجوری ک آدم باید موقعه رانندگی مهارت داشته باشه تا به ماشین ها برخورد نکنه باید همون قدر توی پیاده رو مهارت داشته باشه تا ب بعضیا برخورد نکنه!!

پینوشت۲:بزرگترین عید شیعیان مبارک،اگه تونستید ساعت۱۲ظهر توی قرائت دسته جمعی دعای فرج شرکت کنید

پینوشت۳:حساب اشک هایی که برای حادثه مکه ریختم دستم نیست

حس تنفری که از عربستان پیدا کردمم بی انتهاست

اللهم عجل لولیک الفرج