از کسانی که حرف هایشان را ابراز نمی کنند بدم می آید

احساس عشق ،نفرت،نگرانی،ترس و همه را بروز نمی دهند و به قول خودشان در دل هایشان نگه میدارند بدم می آید

درست ساعت۵بعد ظهر بود گوشه ی حیاط روی زمین اسفالته ی خوابگاه کنار هم نشسته بودیم

من با چشمهای اشکی بهش گفتم که دوستش دارم حرفی که بارها به او گفته بودم و دریغ از حتی یک بار تکرارش!

سارا گفت که من هیچ وقت احساسم را به کسی نمی گویم!هیچ وقت!تو هم هیچ وقت احساست را به کسی نگو

ولی جمله ای را که تا به حال به کسی نگفته ام را بهت میگم :آیه من هم خیلی دوست دارم

و چه دروغ مسخره ای بود بعد از اینکه رفت!

درد خیانت از یک پسر را تا حالا تجربه نکرده ام ولی هر چه هست این رو میدونم که درد خیانت از هم جنس خیلی بدتر است

از دروغ متنفرم...و بدتر از اون کسی که در دوست داشتن دروغ می گوید 

من یادگرفته ام به کسانی که دوستشان دارم عشقم را ابراز کنم...

شاید به قول سارا این از سادگی و حماقتم باشد!

راست میگه شاید این حماقتم باشد که درد هر کس درد منم هست!شاید این حماقتم باشه که وقتی که گریه میکرد من هم گریه می کردم!شاید این حماقتم باشم که دروغ را زرنگی نمی دونم !

اره سارا من ادمی احمق هستم

ولی این حماقت به زرنگی تو ترجیح می دهم و دوستش دارم....

حالا هم از تو متنفر نیستم حتی از دستت ناراحتم نیستم !چون نمی خوام لکه ی سیاهی در قلبم داشته باشم

چون قلبم‌ و احساسم را دوست دارم...

پیامبر(ص):آنکس که خشم خود را فروخورد با آنکه براعمال آن قادر است خداوند دل او را از آرامش و ایمان لبریز می کند