دختری به نام آیه

هر چیزی که تصور کنی مال توست

هر چیزی که تصور کنی مال توست

من دلواپس انسانم
آن که هست، می بینمش، ناشناس عبور می کنم از کنار چشمانش و می دانم که پر آشوب است خاطرش!
من دلواپس انسانم، آنکه خسته می خوابد، خسته بر می خیزد، خسته می گرید، خسته می خندد و خسته محکوم می شود! در اندیشه ی بام است و سفره ای برای شام و دلآشوب فردای پر ابهام!
من دلواپس انسانم! بی آن که بدانم سیاه است یا سفید
من دلواپس انسانم! شانه های نحیفش! که فیلسوفان بر آن فلسفه بار کردند و فقیهان حکم! بی آن که بدانند سرما را که سوز دارد و تگرگ را که زخم می زند!
من دلواپس انسانم بی انکه بدانم اهل کدامین قبیله است و به کدامین قبله نماز می گذارد و بر کدامین سجاده می ایستد!
من دلواپس انسانم...
....
تمامی نوشته ها متعلق به خودم هستند:*

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

شوهر خواهر

پنجشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۲۳ ب.ظ

دیشب نمی دونم چرا خوابم نمی اومد تا ساعت ۳بیدار بودم کلا بعد از اون اتفاقی که برام افتاد(که شاید براتون روزی تعریف کردم)خیلی وقت ها شب ها خوابم نمی بره!

امشب خونه مادرشوهر  خواهرم برای افطار مهمونیم خواهرم حدودا یک ماه و نیمه که عقد کرده،شوهر خواهرمو خیلی دوست دارم و مطمئنم خواهرمو خوشبخت میکنه

من دومین باره که می خوام فامیلای شوهر اجیمو ببینم بار اول روز عقد بود که اصلا حرف خاصی بینمون رد و بدل نشد و این بار دوم

من کلا در برابر فامیل آدم خجالتی هستم فقط در جمع دوستامه که آدم شوخی هستم ولی امشب نمی خوام خجالتی باشم و می خوام حسابی با خواهر دامادمون گرم بگیرم:)

۹۴/۰۴/۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
آیه ***

نظرات  (۱)

سلام ایشاا...هیچ اتفاق بدی برات نیفته بجاش همیشه خوشحال باشیدبمن هم سربزنید
پاسخ:
سلام،خیلی ممنون،همچنین
چشم حتما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">